سبز کوچک من میشنوی؟ صدای آتش را میشنوی؟ صدای طوفانی را که دور سرمان میچرخد میشنوی؟ با همان مردمک های شکسته، نگاهت را روی من ثابت نگه دار. میبینی؟ داری خاک میشوی میروی توی ریه هام. توی چشمهام. لای انگشتهام. داری توی آتش ذوب میشوی. داری توی طوفان تکثیر میشوی. و من را هم ذوب میکنی. و چشمهای من را هم توی طوفان تکثیر میکنی. هی سبز کوچک من، صدای تکثیر شدنت را میشنوی؟ صدای تکثیر شدنم را میشنوی؟ میشنوی که باید مردمک های شکسته ات را توی دستهام جا بگذاری؟ نگاه کن، ببین، خاک تا زیر چشمهام بالا آمده. آتش دارد توی مردمک هام میشکند. و توی مردمک های شکسته ی تو. که دارند توی تمام تنم تکثیر میشود. میشنوی سبز کوچک من؟ شنیده بودی از اول؟ ما توی آتش ریشه دوانده ایم. و سبز کوچک من ببین، ما با مردمک های شکسته همینجا میمانیم. خاک میشویم و توی تمام طوفان های جهان تکثیر میشویم.
نقطه مجهول...ما را در سایت نقطه مجهول دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33