مثل جون ماهی به آب..

خرید بک لینک

چشم که باز میکند، چشمهها و رودها و دریاها و اقیانوسهای جهان توی فضای کوچک اتاق جاری میشوند. کلماتم حالا بعد از هربار سیلی که جان رفقایشان را میگرفت، باله و آبشش پیدا کردهاند. دوزیست شدهاند. آمادهی باز شدن هربارهی چشمی هستند که آسمان بالای سرمان را هم توی خودش غرق میکند. و حالا این منم که میترسم.. از روزی که این کلمات کاملا آبزی شوند. وابسته به طوفان و موج.. روزی که آسودگی عدمشان باشد..

نقطه مجهول...

ما را در سایت نقطه مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 6:58

صفحه بندی