این یک پست عاشقانه نیست!

خرید بک لینک

سر صبحی دارم به آهنگی گوش میدهم که تجلی تمام قدش تویی. نیمرخ قشنگ صورت توست وقتی خستگی توی چهرهات موج میزند. و گریهام گرفته. بدجوری گریهام گرفته. کی فکرش را میکرد خندههای طوفانیات اینچنین گرد و خاکی توی چشمهای من به پا کنند، که اشکهایش بعد از ماهها راهشان را پیدا کنند و بریزند. بیا.. بیا مشتهایم را باز کن و خندههایت را بردار. بازی با دوتا مشت پوچ راحتتر است.

نقطه مجهول...

ما را در سایت نقطه مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 18:55

صفحه بندی