
گویا توی صداوسیما و در انظار عمومی یک زن و شوهر همدیگر را برای تبریک عید فطر در آغوش کشیده اند. توی توییتر که میگشتم به واکنشهای منفی عجیب و غریبی برخورد میکردم که حسابی متعجب و البته عصبانیم میکردند. وقتی تعدادی از واکنشهای منفی را برای مادرم میخواندم، بی اختیار اشکهایم میریخت. از تعجب یا عصبانیت یا غم، نمیدانم! وبلاگ را باز کرده ام که از احساسم بعنوان یک فرزند، از دیدن محبت پدر و مادرم به همدیگر بنویسم. بچه خیلی زودتر از آن چیزی که فکرش را بکنید، عقلش به کار میافتد و معنای رفتارها را تشخیص مید...
ادامه مطلب